جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
کاربردي

”چهارمین

Online User

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

اختلالی به نام چشم چرانی

نعمت چشم و شكر آن

در میان نعمت ها، نعمت چشم از نعمت های بسیار مهم و شگفت انگیز است، و به راستی از دست دادن چنین نعمتی، دنیا را بر انسان تاریك می كند، و موجب نابودی ابزار مهم شناخت و درك حقایق می شود.

چشم را معمولا به یك دستگاه دوربین عكاسی تشبیه می كنند، كه با عدسی بسیار ظریف خود از صحنه های مختلف عكس برداری می كند، عكس هایی كه به جای فیلم، روی شبكیه چشم منعكس می شود، و از آن جا به وسیله اعصاب بینایی به مغز منتقل می گردد، این دستگاه عكس برداری فوق العاده ظریف و دقیق، در شبانه روز ممكن است هزاران عكس از صحنه های مختلف بردارد، ولی دستگاه های عكس برداری از جهات زیادی قابل مقایسه با عجایب چشم نیست كه این مطلب در جای خود بیان شده است، از جمله این كه در دوربین های عكاسی باید فیلم ها را عوض كنند، و یك حلقه فیلم كه تمام شد باید حلقه دیگری جای آن بگذارند، اما چشم های انسان در تمام طول عمر فیلم برداری می كنند، بی آن كه چیزی از آن عوض شود.1

بنابراین چشم و بینایی از نعمت های بزرگ است، و در برابر نعمت باید شكرانه آن را بجا آورد، شكرانه چشم آن است كه انسان آن را از بدی ها پاك سازد، و به وسیله آن به معرفت و كمالات خود بیفزاید، كه از آن در زبان قرآن به چشم بینا یاد شده، و آنان كه چشم بینا ندارند مورد سرزنش قرآن قرار گرفته اند، چنان كه قرآن در وصف دوزخیان پست تر از حیوان می فرماید: «وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِها؛ (اعراف.971) آنها چشمانی دارند كه با آن نمی بینند.» یعنی كور معنوی هستند. و در مورد دیگری می فرماید: «أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِ (بلد.8) آیا برای او (انسان) دو چشم قرار ندادیم.» این تعبیر بیانگر آن است كه انسان باید با توجه به این نعمت ها، پرده غرور و غفلت را از جلو بینش خود بردارد، و از سوی دیگر در مورد این نعمت های شگفت آور و كارساز بیندیشد، و پیرامون آفریدگار این نعمت ها تفكر كند، سپس با تحریك حس شكرگزاری در درون جانش، به سوی معرفت خداوند توجه عمیق نماید.

شكر عملی نعمت چشم به این است كه آن را كنترل كند، و از هرگونه هرزگی و خیانت باز دارد، و نیز به این مطلب توجه داشته باشد كه كفران نعمت موجب سلب آن خواهد شد و چه بسا هرزگی خیانت با چشم موجب خشم الهی و نابودی و نابینایی چشم گردد.

انسان غافل بر اثر غرور، یك چنین نعمتی را از دست می دهد و علاوه بر آن نكبت های دیگری از ناحیه خیانت و هرزگی چشم عاید او می شود.

 

پرهیز از چشم چرانی از نگاه قرآن

قرآن می فرماید: «به مردان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و حریم عفت خود را حفظ كنند، این برای آنها پاكیزه تر است، خداوند از آن چه انجام می دهند آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند.» (نور.13)

دو عامل برای حفظ حریم عفاف، و دوری از هرزگی و انحراف جنسی اثر به سزا دارد. 1-پرهیز از چشم چرانی كه بیشتر در مردان آشكار می شود. 2-خودآرایی و خودنمایی كه بیشتر در زنان دیده می شود. اسلام در هر دو مورد تأكید كرده كه مراقب این دو عامل باشید تا از آسیب های انحرافات در امان بمانید.

واژه یغضوا و یغضضن در آیه بالا از «غض» گرفته شده كه به معنی كاستن نگاه، و پایین آوردن آن است، یعنی لازم نیست كه مرد و زن هنگام عبور از كنار نامحرمان یا در مجالس آنها، چشمان خود را ببندند، كه منظره بدی پیدا كند، و یا راه رفتن را ناممكن سازد، بلكه منظور این است كه انسان به هنگام نگاه كردن، هرگاه نامحرمی در حوزه دیدش قرار گرفت، چشمانش را به گونه ای فرو گیرد كه نامحرم از حوزه دید تند او خارج شود. در آیه فوق به فلسفه این دستور اشاره شده و می فرماید: «انجام این دستور برای آنها بهتر و پاكیزه تر است.» یعنی چشم چرانی و انحراف چشم، انسان را از مرز و حریم عفت خارج ساخته، و موجب آلودگی و لودگی و انحرافات جنسی و پیامدهای شوم آن خواهد شد و اخلاق انسان را تباه ساخته، و او را در پرتگاه سقوط قرار می دهد.

دو عامل برای حفظ حریم عفاف، و دوری از هرزگی و انحراف جنسی اثر به سزا دارد.

1- پرهیز از چشم چرانی كه بیشتر در مردان آشكار می شود.

2- خودآرایی و خودنمایی كه بیشتر در زنان دیده می شود. اسلام در هر دو مورد تأكید كرده كه مراقب این دو عامل باشید تا از آسیب های انحرافات در امان بمانید.

پرهیز از خیانت چشم

خیانت از گناهان كبیره ای است كه ضد آن امانت است، به همان اندازه كه امانت داری خوب است، به همان اندازه بلكه بیشتر، خیانت، زشت و مورد نكوهش قرار گرفته است، تا آن جا كه امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «ایاك و الخیانه فانها شر معصیه 2 از خیانت كردن پرهیز و دوری كن كه زشت ترین گناه است.» نیز فرمود: «رأس النفاق الخیانه؛3 خیانت در رأس نفاق و دورویی است.»

چشم چرانی

در مورد خیانت چشم، گاهی چشم در جاهای مخفی و خلوتگاه ها به طور مرموزی -كه كسی باخبر نشود- نگاه گناه آلود می كند، از چنین گناهی به خیانت چشم تعبیر می شود، خداوند در قرآن هشدار داده و می فرماید: «یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ؛ (نور.91) خداوند چشم هایی را كه به خیانت می گردد و آنچه را در سینه ها پنهان می دارند می داند.» قبل از این آیه سخن از قیامت و سختی ها و عذاب های قیامت به میان آمده، و این آیه بیانگر آن است كه خدایی كه از حركات دزدكی و مخفیانه چشم ها و اسرار درون سینه ها آگاهی كامل دارد، در آن روز بر این اساس، دادرسی و داوری می كند، و با این آگاهی دقیق، به حساب رسی می پردازد، بنابراین مراقب باشیم كه حتی نگاه ضعیف ما هم، آلوده به گناه نباشد، كه از امام صادق(ع) در مورد این آیه پرسیدند، فرمود: «آیا ندیده ای كه گاه انسان به چیزی نگاه می كند. اما چنین وانمود می كند كه به آن نگاه نمی كند؟ همین نگاه خیانت آلود است.4

توضیح این كه خیانت در چشم دارای اشكال گوناگونی است، گاهی زل و آشكار است، و گاهی استراق بصر و دزدكی است، و گاه به صورت اشاره و چشمك زدن كه مقدمه برای نقشه شیطانی است، از اینرو باید به طور جدی و دقیق مراقب بود كه چشم هیچ گونه خیانت نكند، تا چه رسد به این كه به مرحله هرزگی و چشم چرانی برسد.

به هر حال آنچه باید مورد توجه كامل قرار گیرد این است كه همه ما در محضر خدا هستیم، و خداوند بر همه چیز حتی به اسرار نهان آگاهی دارد، و به چگونگی یك لحظه بلكه كمتر از یك لحظه نگاه چشم، آگاهی دارد، و براساس همین آگاهی، در روز قیامت قضاوت می كند. بنابراین چنین عقیده ای می تواند نقش مهمی در تهذیب نفوس و مراقبت و كنترل چشم داشته باشد.

می گویند: یكی از علمای بزرگ نجف اشرف پس از پایان تحصیلات خود تصمیم گرفت به وطن بازگردد، و برای همیشه در وطن به ارشاد مردم بپردازد، نزد استادش برای خداحافظی رفت، هنگام خداحافظی از او تقاضای موعظه كرد، استاد به او گفت: اندرزم كلام خدا است، این آیه را هرگز فراموش نكن: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى (علق.41) آیا انسان نمی داند كه خداوند همه چیز را می نگرد؟»

ادامه دارد...

 

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام شماره 729 ، محمد محمدی اشتهاردی


1-برای توضیح بیشتر، و بیان ویژگی های چشم به تفسیر نمونه، ج 27، ص 18 تا 22 مراجعه شود.

2 و 3 مستدرك الوسائل، ج 2، ص .506

4-تفسیر صافی، ذیل آیه 19 نور.


نماز صبح

به نظر می‏رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، كه از قیام ـ در مقابل قعود است ـ اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین‌گیر شدن و بی‏اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است:

الف ـ گزاردن درستِ نماز با حدود و شرایط آن؛

ب ـ به جای آوردن نماز به نحو كامل و احسن؛

ج ـ تداوم در برپایی نماز؛

د ـ تلاش برای مطرح كردن و گسترش نماز در جامعه.

 

راغب در مفردات گوید: «و لم یأمر تعالی بالصّلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الاّ بلفظ الاقامة تنبیها انّ المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها...؛1 در تمام مواردی كه خداوند به نماز امر یا مدح به آن كرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود كه مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیأت نماز(بدون روح).»

 

در قرآن كریم، اقامه نماز با ویژگی‏های ذیل مطلوب است:

 

الف ـ برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با كسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «وإِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً ؛2 ومنافقان خدا را فریب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فریب می دهد و، چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جز اندکی خدای را یاد نکنند.»

 

«وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ یَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ ؛3 هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشده مگر آنکه به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده اند و جز با بی میلی به نماز حاضر نمی شوند و جز به کراهت انفاق نمی کنند

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی‏كیفیت كه به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست. در روایتی از حضرت امام سجّاد(علیه‌السلام) می‏خوانیم: «انّ المنافق ینهی و لا ینتهی و یأمر بما لایأتی و إذا قام إلی الصّلوة اعترض؛ همانا منافق(از كار زشت) نهی می‏كند، ولی خود از آن كار دست نمی‏كشد و فرمان می‏دهد(به خوبی) ولی خود انجام نمی‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می‏كند.» راوی می‏گوید: پرسیدم: «ما الإعتراض؛ اعتراض چیست؟»

حضرت فرمود: «الالتفات و اذا ركع ربض؛ رو به راست و چپ گردانیدن و چون ركوع كند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از ركوع نایستد و به همان حال به سجده رود.»4

 

ومنافقان خدا را فریب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فریب می دهد و، چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جز اندکی خدای را یاد نکنند.»

ب ـ اهتمام به نماز و وقت فضیلت آن

نماز

قرآن كریم می‏فرماید: «فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ 5 پس وای بر نمازگزارانی كه از آن غافلند.»

«ساهون»؛ کسانی هستند كه از اصل نماز غافلند، و توجهی به آن ندارند، گاه آن را نمی‏خوانند، گاه در آخر وقت می‏خوانند. قرآن كریم می‏فرماید این مسأله در ضعف اعتقاد دینی او ریشه دارد. گفتنی است كه «سهو» و «اشتباه» در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، می‏فرمود: «فی صلوتهم» در نمازشان نه «عن‏ صلوتهم» از نمازشان.

یونس بن عمّار از امام صادق(علیه‌السلام) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود: «لاكل احد یصیبه هذا ولكن ان یغفلها و یدع ان یصلّی فی اوّل وقتها 6؛ نه هر كس مبتلا به وسوسه می‏شود بلكه مقصود آن است كه از اصل نماز غفلت كند و در اول وقت نخواند.» امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی فرمود: «تأخیر الصلوة عن اوّل وقتها لغیر عذر7؛ مقصود از سهو، بدون عذر نماز را از اول وقت تأخیر انداختن است.»

در روایتی از حضرت امام علی(علیه‌السلام) می‏خوانیم:

«لیس عملٌ احبّ الی الله عزّوجلّ من الصّلوة فلا یشغلنّكم عن أوقاتها شی‏ءٌ من امور الدّنیا فانّ الله عزّوجلّ ذمّ اقواما فقال الّذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها8؛ هیچ كاری نزد خداوند محبوبتر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یك از امور دنیا شما را مشغول از نماز سازد كه خداوند گروهی را كه از نماز سهو می‏كنند نكوهش كرده است و مقصود این است كه اینها غفلت از نماز داشته، حریم وقت نماز را نگه نمی‏دارند.»

علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نكته توجه داشته باشد كه در مقابل حضرت حقّ ایستاده و با او سخن می‏گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانی ببرد تا شیطان جرأت زمینه‏سازی برای خروج از این میهمانی را فراهم نسازد.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا 9؛ ای ای کسانی که ایمان آورده اید ، آنگاه که مست هستید گرد نماز مگردید، تابدانید که چه می گویید و نیز در حال جنابت ، تا غسل کنید ، مگر آنکه راهگذر باشید و اگر بیمار یا در سفر بودید یا از مکان قضای حاجت بازگشته اید یا با زنان جماع کرده اید و آب نیافتید با خاک پاک تیمم کنید و روی و دستهایتان را با آن خاک مسح کنید هر آینه خدا عفو کننده و آمرزنده است

ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد كه مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لكن از تعلیل «حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ » می‏توان این معنا را برداشت كرد: نماز مطلوب آن است كه انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند كه چه می‏گوید و با كه سخن می‏گوید. مؤیّد این برداشت روایت امام باقر(علیه‌السلام) است كه فرمود: در حالتی كه كسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی كرده است.

امام باقر(علیه‌السلام) می فرماید: در حالتی كه كسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی كرده است.

ج ـ نماز با خشوع

از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است.

نماز

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ  الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ 11؛ به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها كه در نمازشان خشوع دارند.»

خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد. فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلك و هو مأخوذ من خشعت الارض اذا سكنت و اطمأنّت12؛ خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سكون و اطمینان است، آن چنان كه برای سكون زمین واژه خشوع به كار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض.»

خشوع در نماز؛ یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان كه برگزیدگان خداوند پیامبر و آلش(علیهم‌السلام) چنین بودند. اولین فرودگاه این خشوع روح است كه بر جسم نیز اثر می‏گذارد؛ یعنی آن كس كه در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می‏خوانیم كه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مردی را دید كه در حال نماز با ریش خود بازی می‏كند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه13؛ اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می‏شد.»

 

د ـ دوام در نماز

از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است.

در سوره معارج پس از آن كه خداوند برخی صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذكّر قرار می‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذكر می‏كند كه از جمله آن: «إِلَّا الْمُصَلِّینَ  الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ 14؛ مگر نمازگزارانی كه بر نماز خود تداوم دارند.» ظاهر آیه دوام است؛ یعنی هم به وقت، نماز می‏خوانند و هم همیشه نماز می‏خوانند، اینگونه نیست كه نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است كه اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منكر باز می‏دارد. و اصولاً برنامه‏های تربیتی جز با تداوم كارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم: «انّ احبّ الأعمال الی الله مادام و ان قلّ15؛ محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند كاری است كه انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند كم باشد.»

خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سكون و اطمینان است، آن چنان كه برای سكون زمین واژه خشوع به كار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض.»

هـ ـ گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه

بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بُعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینك آن را از بُعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم.

قرآن كریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است كه: «الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ 16؛ آنها كسانی هستند كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زكات را ادا می‏كنند و امر به معروف و نهی از منكر می‏نمایند.»

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمكین (كه به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار كار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی كافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده كرد كه مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏كنند، علاوه بر آن كه خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح كردن آن در جامعه تلاش می‏كنند.

با مصادیق پنج‏گانه فوق می‏توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت. بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز؛ یعنی «اقامه نماز» را با كلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می‏برم:

«به پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود؛ یعنی نماز به صورت یك پیكر بی‏روح انجام نگردد، بلكه نمازی باشد كه واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذكرالله كه در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم ‏الصلوة لذكری» یاد خدا بودن مساوی است با فراموش كردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت كوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، ربّ بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یكن له كفوا احد بودن توصیف كند، عالی‏ترین تأثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آن چنان ساخته می‏شود كه مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امكان‏پذیر نیست.»17

 

گروه دین و اندیشه تبیان - هدهدی

1- المفردات فی غریب القرآن، ص418، (كتاب‏فروشی مرتضوی تهران).

2- نساء، آیه 142.

3- توبه، آیه 54.

4- اصول كافی، ج دوم، ص396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث3).

5- ماعون، آیه 4 و 5.

6- مجمع البیان، ج10، ص548 و كنزالدقائق، ج15، ص498 (با تصحیح حاج آقا مجتبی عراقی).

7- تفسیر القمی، ج2، ص444 و كنز الدقائق، ج15، ص497.

8- الخصال، ج2، ص621. (حدیث اربعمأة) و كنزالدقائق، ج15، ص497.

9- نساء، آیه43.

10- علل الشرائع، ج2، ص47 و كنزالدقائق، ج2، ص446.

11- مؤمنین، آیه 2.

12- المصباح المنیر، ص170.

13- مجمع البیان، ج7، ص99؛ انوار التنزیل بیضاوی، ج3، ص159 و كنزالدقائق،، ج7، ص559.

14- معارج، آیه22.

15- اصول كافی، ج2، ص82، (چاپ آخوندی).

16- حج، آیه 41.

17 آشنایی با قرآن، سوره‏های حمد و بقره، ص67 و 68.


دعا

 

قسمت دوم: ارتباط سالم با خلق خدا و آثار آن

 

انسان بايد همان‏گونه كه در پيشگاه الهى متواضع است، به بندگان خدا هم بزرگى نفروشد و اگر گرسنه‏اى را ديد كه توان سير كردن شكم خود را ندارد، او را اطعام كند. اين خود يكى از مصاديق زكات است. زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گيرد نيست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست. سفارش خداوند به حضرت عيسى عليه‏السلام نيز صرفا شامل زكات و نماز واجب نمى‏شود. قرآن كريم از زبان حضرت عيسى عليه‏السلام كه تازه متولد شده و در گهواره بود، مى‏فرمايد: «قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا  وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا .» (مريم: 30 و 31)؛

همانا من بنده خاص خدايم كه مرا كتاب آسمانى و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم براى جهانيان مايه بركت و رحمت گردانيد و تا زنده‏ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد. در اسلام، هم زكات واجب داريم و هم زكات مستحب؛ زكات واجب، فقط به برخى اموال تعلق مى‏گيرد، اما زكات مستحب، شامل صدقات و انفاقات و مواردى نظير آن مى‏شود. زكات و نماز هيچ‏گاه از يكديگر جدا نمى‏شوند؛ نماز كه هست، زكات هم بايد باشد. بنابراين، پرهيز از فخرفروشى به خلق خدا و نيز انفاق به نيازمندان، از ديگر شروط قبولى نماز است: «ولا يتعظم على خلقى و يطعم الجائع.»

شرط ديگر قبولى نماز اين است كه انسان اگر برهنه‏اى را ديد كه توان پوشاندن خود را ندارد، او را بپوشاند. البته، اين سخن بدين معنا نيست كه فرد حتما بايد برهنه باشد، يعنى ساتر عورت هم نداشته باشد، تا ما به او لباس بدهيم، بلكه منظور اين است كه اگر كسى احتياج به لباس داشت، براى او لباس تهيه كنيم و نيز اگر كسى به مصيبتى دچار شده است، به كمك او بشتابم و اگر سرپناهى ندارد، تا آن‏جا كه برايمان مقدور است، براى وى مسكن تهيه كنيم: «و يكسو العارى و يرحم المصاب و يؤوى الغريب.»

زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گيرد نيست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست.

كسى كه شرايط قبولى نماز را رعايت كند، چهره‏اش در عالم معنا و ملكوت همچون خورشيد مى‏درخشد و اين درخشش را كسانى كه چشم باطن‏بين داشته باشند مى‏بينند. ممكن است امثال من و شما اين درخشش را نبينيم، اما هستند كسانى كه چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه كردن به چهره كسى متوجه مى‏شوند كه وى اهل معصيت است يا اهل عبادت. نورانيّت دل و روح، يكى از آثار تكوينى عبادت است: «فذلك يشرق نوره مثل الشمس.» خداوند ظلمت‏هاى زندگى را براى بنده‏اى كه نمازش را قبول كرده است، روشن مى‏سازد: «اجعل له فى الظلمة نورا.» خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ .» (حديد: 28)

اى كسانى كه به حق گرويديد، اينك خدا ترس و متقى شويد و به رسولش محمد مصطفى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز ايمان

انفاق

آوريد تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند: يكى بر ايمان رسولان پيشين و يكى بر ايمان بدين رسول و نورى از پرتو ايمان به قرآن شما را عطا كند كه بدان نور راه  بهشت ابد پيماييد و از گناه شما نيز در گذرد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. انسان‏هاى خداترس و متقى هنگامى كه دچار ظلمت‏هاى مادى مى‏شوند، خداوند حتى نور حسّى هم به ايشان عطا مى‏فرمايد. بوده‏اند افراد نابينايى كه قرآن را از رو تلاوت كرده‏اند. يكى از اين موارد كه خود من از افراد مورد اعتماد شنيده‏ام اين است كه يك شب خادم مدرسه مروى تهران در يكى از حجره‏ها دو شعاع نور مى‏بيند. وقتى نزديك مى‏رود، مشاهده مى‏كند كه فرد نابينايى مشغول تلاوت قرآن است و از دو چشمش، دو شعاع نور بر قرآن مى‏تابد.

انسان در دنيا خواه ناخواه با كسانى مواجه مى‏شود كه با برخوردهاى نابخردانه‏شان، صبر و تحمل را از انسان مى‏گيرند. بسيار مشكل است كه انسان بتواند در اين شرايط خودش را كنترل نمايد. اما خداوند به كسانى كه نمازشان را پذيرفته است، بردبارى و حلمى عطا مى‏فرمايد كه در مقابل افراد نابخرد بتوانند خودشان را كنترل كنند: «و فى الجهالة حلما.» خداوند مادامى كه ادامه حيات به نفع چنين بنده‏اى باشد، او را به وسيله فرشتگانش حفظ مى‏كند: «اكلأه بعزتى و استحفظه ملائكتى» و درخواست او را اجابت مى‏كند: «يدعونى فالبّيه و يسألنى فاعطيه» چنين بنده‏اى همچون گل‏ها و ميوه‏هاى بهشتى كه هيچ‏گاه پژمرده و پوسيده نمى‏گردند، هميشه با طراوت و سرزنده است: «فمثل ذلك العبد عندى كمثل جنات الفردوس لا يسبق اثمارها و لا تتغير عن حالها.»

تفسير عقلانى اين مطلب اين است كه بنده آن‏چنان با آموزه‏هاى دينى خو گرفته است كه هيچ‏گاه اين حالت او تغيير نخواهد كرد؛ يعنى اين حالات در او ملكه شده و به صورت صفت ثابتى براى نفس و روحش درآمده است.

 

حضرت آيت الله محمدتقى مصباح يزدي

تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه – حسين عسگري

 


نماز

وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ

در زندگی از صبر و نماز كمك گیرید هر چند نماز كار مشكلی است مگر برای فروتن‌ها. « بقره ، 45»

 

استعانت از دو نیرو صبر و نماز

ـ‌‌ برای پیشرفت و پیروزی بر مشكلات دو پایه اساسی لازم است، كه یكی در درون وجود می‌بایست باشد و آن ورزیدگی خاصّ انسان است،‌و دیگری تكیه‌گاه نیرومندی كه هر آن از آن مدد گرفته شود و خیلی روشن است كه هنگام بروز سختی‌ها انسان احتیاج به نیروی بیشتری دارد و باید با اتكاء به نیروی بزرگتر و مبدء لایزالی خود را تقویت كند تا به كمك او قادر به حل مشكلات باشد.

ـ‌ در این آیه همان طور كه مشاهده می‌شود به این دو اصل اساسی اشاره شده كه می‌بایست از این دو نیرو استعانت جست.

یكی (صبر) كه در روایات فراوانی از آن تعبیر به (روزه) شده كه در پرتو آن ورزیدگی مخصوص و چیرگی بر خواسته‌های درون به وجود می‌آید و دیگری نماز كه وسیله ارتباط انسان با خدا است كه در هر آن از او مدد بگیرد. در حقیقت نماز وسیله ارتباطی، با آن تكیه‌گاه نیرومند می‌باشد.

هنگامی كه با غمی از غم‌های دنیا روبرو شدید وضو گیرید و به مسجد رفته نماز بخوانید و در حال نماز دعا كنید زیرا خداوند دستور داده است كه از نماز و صبر استعانت بجویید

استعانت از نماز و صبر برای چه كسانی ممكن است؟

ـ استعانت از نماز و صبر برای پیروزی بر خواسته‌ها و امیال و شهوات، برای كسانی ممكن است كه از پروردگار می‌ترسند و می‌دانند بازاء از دست دادن مقام‌های ظاهری مقامی بالاتر در انتظار آنان است، آنها كه می‌دانند پس از مرگ به لقای پروردگار بزرگ می‌رسند و از نعمت‌های بی‌پایان او بهره‌مند می‌‌گردند پیروزی بر امیال و خواسته‌ها با تكیه بر نماز و صبر برای آنها آسان می‌باشد ولی بر كسانی كه چنین عقیده‌ای ندارند، بسیار سخت و مشكل خواهد بود.[1]

ـ استعانت یعنی، مدد جستن و آن در جایی است كه انسان به تنهایی نتواند از عهده مشكلات و حوادث برآید، و چون در واقع مددكاری جز خدا نیست.

ـ بنابراین مدد و كمك در برابر مشكلات عبارت است از ثبات و مقاومت و اتصال و توجّه به ذات قدس پروردگار، و این همان، صبر و نماز است.

ـ و در حقیقت این دو بهترین وسیله برای این موضوعند، زیرا صبر و شكیبایی هر مشكل عظیمی را كوچك می‌سازد، و توجّه به خدا و پناه بردن به او روح ایمان را در انسان بیدار می‌‌كند و او را متوجّه می‌سازد كه تكیه‌گاهی دارد بس مستحكم و وسیله‌ای دارد ناگسستنی.

در زندگی از صبر و نماز كمك گیرید هر چند نماز كار مشكلی است مگر برای فروتن‌ها.

از نماز و صبر كمك بگیرید

ـ كسانی كه این خطاب را متوجّه یهود می‌دانند می‌گویند عشق به مقام نمی‌گذاشت كه علماء یهود اسلام آورند زیرا می‌ترسیدند با قبول اسلام و پیروی از پیامبر اكرم ریاست و آقایی را از دست بدهند، خداوند آنان را امر می‌‌كند كه برای وفاء به عهدی كه در كتاب تورات با شما بستم درباره اطاعت و پیروی از من و ترك گناهان و معاصی و تسلیم در مقابل فرمان و قبول فرستاده‌ام محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: در همه این امور از صبر و نماز كمك بگیرید یعنی صبر بر زندگی مختصری كه ناچارید برای تأمین آن از مردم پول بگیرید.

ـ در نماز عباراتی خوانده می‌شود كه انسان را متوجّه جهان معنوی كرده و از خودخواهی و دنیا پرستی باز می‌دارد همان طور كه قرآن می‌فرماید: نماز انسان را از زشتی‌ها باز می‌دارد.

‍ـ و از طرفی با تواضع در نماز، عشق به ریاست كنار می‌رود، بنابراین كمك خوبی در راه وفای به عهد الهی است.

ـ امّا آن دسته‌ای كه مسلمانان را طرف خطاب این آیات می‌دانند می‌گوید: منظور آیات این است كه برای رسیدن به آنچه پیروان رسول اكرم را وعده داده‌ایم و نیز بر سختی‌ها و مشكلات عمل به احكام و وظیفه از صبر بر طاعت‌ها و بازداری نفس از گناهان و نیز از نماز كمك بگیرید زیرا نمازگزار با توجّه به معانی آیاتی كه در نماز می‌خواند قهراً از مواعظش پند گرفته و به امر و فرمانش تن می‌دهد و از گناهان خود را باز می‌دارد.

ـ در تفسیر عیاشی از ابی الحسن حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ در مورد این آیه نقل شده كه فرمود: صبر عبارت است از روزه، ‌هنگامی كه شدّتی به انسان برسد یا حادثه‌ای برای او رخ دهد باید روزه بگیرد زیرا خدا می‌فرماید: و استعینوا بالصبر و الصلوة و انها لكبیرة الا علی الخاشعین. و خاشع كسی است كه در نماز خود ذلیل و كوچك در پیشگاه خداوند بوده و متوجّه نماز باشد. منظور خداوند از صبر و صلوة رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ است.[2]

نماز

كمك گرفتن ائمّه اطهار ـ علیه السّلام ـ از نماز

مفسران در تفسیر این آیه نقل كرده‌اند كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هر گاه با امر مشكلی روبرو می‌شد كه باعث همّ و غمّ وی می‌گردید از نماز و روزه مدد می‌گرفت.[3]

ـ در كافی، از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه فرمود: هنگامی كه موضوع وحشتناكی علی ـ علیه السّلام ـ را به وحشت انداخت مشغول نماز می‌شد سپس این آیه را تلاوت می‌كرد (و استعینوا بالصبر و الصلوة).

و نیز از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه می‌فرماید: هنگامی كه با غمی از غم‌های دنیا روبرو شدید وضو گیرید و به مسجد رفته نماز بخوانید و در حال نماز دعا كنید زیرا خداوند دستور داده است كه (و استعینوا بالصبر و الصلوة) از نماز و صبر استعانت بجویید. (بدیهی است كه توجّه به نماز و راز و نیاز با پروردگار نیروی معنوی تازه‌ای در انسان ایجاد می‌كند و او را در مقابله با مشكلات نیرو می‌بخشد).[4]

امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ در دعای سحر ماه رمضان كه نامش دعای ابو حمزه ثمالی است در ضمن مناجات‌های خود فلسفه سنگین نماز را تحلیل می‌‌كند و می‌گوید خدایا چرا هنگام نماز من نشاط ندارم؟ شاید مرا از درگاه خود رانده‌ای، شاید به خاطر یاوه‌گویی‌ها توفیقم كم شده، شاید مرا صادق نمی‌دانی، شاید رفیق بد در من اثر گذاشته و... به هر حال سنگینی نماز علامت خطر است.

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی


پی نوشت ها:

[1] . تفسیر نمونه، ج 1، ص 154 ـ 155.

[2] . تفسیر المیزان. ج 1، ص 203.

[3] . تفسیر نمونه، ج 1، ص 155.

[4] . تفسیر نمونه، ج 1، ص 155.


نماز

یكى از ویژگی‎هاى مرحوم علامه طباطبایى(ره) دائم الذكر بودن ایشان بود حتى نقل شده است:

در اواخر عمر كه دچار كسالت شدید و عصبى بودند، حتى نزدیكان را نمى‎شناخت و از خورد و خوراك غافل بود؛ یعنى اگر لیوان آب یا غذا را به دستش مى‎دادند تا نمى‎گفتند، بخور، نمى‎خورد، ولى در همان حال، آهسته ذكر مى‎گفت و به یاد خدا بود و گویا در عالم دیگر است.

در لحظات آخر عمرش یكى از شاگردان خصوصى علامه مى‎گفت: از ایشان پرسیدم چه كنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم؟ براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیك دهانش بردم، چند بار فرمودند:

توجه، مراقبه، توجه، مراقبه، به یاد خدا باش و خدا را فراموش نکن. (1)

 

پی‎نوشت:

1- جرعه‎هاى حیاتبخش، ص 355 .

برگرفته از کتاب پندهاى حكیمانه، ج ۳، علامه حسن حسن زاده آملى .

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .


نماز

اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرف‎هاست.

نتایج تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهد، خواندن نماز صبح،‌ بهترین شیوه‌ برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه‌ قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانه‌روز‌، مهم‌ترین عامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. این تحقیقات نشان می‌دهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه كاهش می‌یابد كه این امر، منجر به كندی گردش خون در سرخرگ‌ها و سرانجام، انسداد رگ‌ها شده و حملات قلبی عروقی را به‌ دنبال خواهد داشت.

این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرك بدنی پس از چند ساعت خواب تأكید می‌كند. در نتایج این تحقیق با بیان این كه ادای نماز صبح برای این امر كافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی كه صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه‌ نماز به مسجد می‌روند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به ‌صورت گروهی انجام شود، نتیجه‌ بهتری خواهد داشت.

 

برگرفته از خبرگزاری قرآنی ایران

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .


نماز جمعه

بزرگترین اجتماع عبادى سیاسى هفته

آیات 9 تا 11 سوره جمعه، پیرامون یكى از مهمترین وظایف اسلامى كه در تقویت پایه‌هاى ایمان تاثیر فوق‌العاده دارد، و از یك نظر هدف اصلى سوره را تشكیل مى‌دهد؛ یعنى نماز جمعه و بعضى از احكام آن سخن می‌گوید.

نخست همه مسلمانان را مخاطب قرار داده مى‌فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‌شود به سوى ذكر خدا(خطبه و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها كنید، این براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید.

«نودى» صیغه مجهول نادی از با مفاعله می باشد از ماده «نداء» به معنى بانگ برآوردن است، و در اینجا به معنى اذان است، زیرا در اسلام ندایى براى نماز جز اذان نداریم به استثناء برخی نمازها مانند نماز عیدین و نماز میت . به این ترتیب هنگامى كه صداى اذان نماز جمعه بلند مى‌شود، مردم موظفند كسب و كار را رها كرده، به سوى نماز كه مهمترین یاد خدا است بشتابند.

اما این كه چرا روز "جمعه" را به این نام نامیده‌اند؟ به خاطر اجتماع مردم در این روز براى نماز است .

منظور از "ذكر الله" در آیات سوره سوره، در درجه اول نماز است، ولى مى‌دانیم كه خطبه‌هاى نماز جمعه هم كه آمیخته با ذكر خدا است، در حقیقت بخشى از نماز جمعه است، بنابراین باید براى شركت در آن نیز تسریع كرد.

تعبیر به "قائما" در آیات سوره جمعه، نشان مى‌دهد كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) ایستاده، خطبه نماز جمعه را مى‌خواند، چنانكه در حدیثى از "جابر بن سمره" نقل شده كه مى‌گوید: "هرگز رسول خدا(صلى الله علیه و آله) را در حال خطبه، نشسته ندیدم و هر كس بگوید نشسته خطبه مى‌خواند، تكذیبش كنید."

در حدیثی از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق .

در تفسیر"درالمنثور" آمده است كه اولین كسى كه نشسته، خطبه نماز جمعه را خواند، معاویه بود!

 

نخستین نماز جمعه در اسلام

در بعضى از روایات اسلامى آمده است كه مسلمانان مدینه، پیش از آن كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) هجرت كند، با یكدیگر صحبت كردند و گفتند: یهود در یك روز هفته اجتماع مى‌كنند(روز شنبه) و نصارى نیز روزى براى اجتماع دارند(یكشنبه) خوب است ما هم روزى قرار دهیم و در آن روز جمع شویم و ذكر خدا گوییم و شكر او را بجا آوریم، آنها روز قبل از شنبه را كه در آن زمان "یوم العروبه" نامیده مى‌شد، براى این هدف برگزیدند، و به سراغ  "اسعد بن زراره"، یكى از بزرگان مدینه رفتند، او نماز را به صورت جماعت با آنها بجا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز، روز جمعه نامیده شد، زیرا روز اجتماع مسلمین بود.

"اسعد" دستور داد گوسفندى را ذبح كردند و نهار و شام، همگى از همان یك گوسفند بود، چرا كه تعداد مسلمانان در آن روز، بسیار كم بود ... و این نخستین جمعه‌اى بود كه در اسلام تشكیل شد.

اما اولین جمعه‌اى كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) با اصحابش تشكیل دادند، هنگامى بود كه به مدینه هجرت كرد، وارد مدینه شد، و آن روز، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول هنگام ظهر بود، حضرت، چهار روز در "قبا" ماندند و مسجد قبا را بنیان نهادند، سپس روز جمعه به سوى مدینه حركت كرد (فاصله میان قبا و مدینه بسیار كم است و امروز قبا یكى از محله‌هاى داخل مدینه است) و به هنگام نماز جمعه به محله "بنى سالم" رسید، و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپا داشت، و این اولین جمعه‌اى بود كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در اسلام بجا آورد، خطبه‌اى هم در این نماز جمعه خواند كه اولین خطبه حضرت در مدینه بود.

 

اهمیت نماز جمعه

بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامى قبل از هر چیز آیات همین سوره است، كه به همه مسلمانان و اهل ایمان دستور مى‌دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند، و هرگونه كسب و كار برنامه مزاحم را ترك گویند.

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر(اختیاری) باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

در احادیث اسلامى نیز تاكیدهاى فراوانى در این زمینه وارد شده است از جمله: در خطبه‌اى كه موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله) نقل كرده‌اند آمده: خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده هر كس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انكار ترك كند خداوند او را پریشان مى‌كند، و به كار او بركت نمى‌دهد، بدانید نماز او قبول نمى‌شود، بدانید زكات او قبول نمى‌شود، بدانید حج او قبول نمى‌شود، بدانید اعمال نیك او قبول نخواهد شد تا از این كار توبه كند!

نماز جمعه

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق  .

و در حدیث دیگرى از رسول خدا مى‌خوانیم: من اتى الجمعة ایمانا و احتسابا استانف العمل؛ كسى كه از روى ایمان و براى خدا در نماز جمعه شركت كند، گناهان او بخشوده خواهد شد و برنامه عملش را از نو آغاز مى‌كند.

كسى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) آمد، عرض كرد یا رسول الله ! من بارها آماده حج شده‌ام اما توفیق نصیبم نشده است. پیامبر فرمود: علیك بالجمعة فانها حج المساكین؛ بر تو باد به نماز جمعه كه حج مستمندان است.(اشاره به این كه بسیارى از بركات كنگره عظیم اسلامى حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد.)

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

 

فلسفه نماز عبادى سیاسى جمعه

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .و اما از نظر اجتماعى و سیاسى، یك كنگره عظیم هفتگى است كه بعد از كنگره سالانه حج، بزرگترین كنگره اسلامى مى‌باشد.

در حقیقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهمیت مى‌دهد:

اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى‌شود.

اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است .

و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال یكبار انجام مى‌گیرد.

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .

نقش نماز جمعه در این میان بسیار مهم است بخصوص این كه یكى از برنامه‌هاى خطیب در خطبه نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سیاسى و اجتماعى و اقتصادى است و به این ترتیب این اجتماع عظیم و پرشكوه مى‌تواند منشاء بركات زیر شود:

الف: آگاهى بخشیدن به مردم در زمینه معارف اسلامى و رویدادهاى مهم اجتماعى و سیاسى .

ب: ایجاد همبستگى و انسجام هر چه بیشتر در میان صفوف مسلمین به گونه‌اى كه دشمنان را به وحشت افكند و پشت آنها را بلرزاند.

ج: تجدید روح دینى و نشاط معنوى براى توده مردم مسلمان .

د: جلب همكارى براى حل مشكلات عمومى .

به همین دلیل همیشه دشمنان اسلام، از یك نماز جمعه جامع الشرائط كه دستورهاى اسلامى دقیقا در آن رعایت شود، بیم داشته‌اند. و نیز به همین دلیل نماز جمعه همیشه به عنوان یك اهرم نیرومند سیاسى

در دست حكومت‌ها بوده است، منتها حكومت‌هاى عدل همچون حكومت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) از آن بهترین بهره برداری‌ها را به نفع اسلام، و حكومت‌هاى جور همانند بنى امیه از آن سوء استفاده براى تحكیم پایه‌هاى قدرت خود مى‌كردند.

تاریخ گواه است كه هر كس مى‌خواست، بر ضد حكومتى قیام كند، نخست از شركت در نماز جمعه او خوددارى مى‌كرد، چنانكه در داستان عاشورا مى‌خوانیم كه گروهى از شیعیان در خانه "سلیمان بن صرد خزاعى" جمع شدند، و نامه‌اى خدمت امام حسین(علیه‌السلام) از كوفه فرستادند، كه در نامه آمده بود "نعمان بن بشیر" والى بنى امیه بر كوفه، منزوى شده و ما در نماز جمعه او شركت نمى‌كنیم، و چنانچه بدانیم شما به سوى ما حركت كرده‌اید او را از كوفه بیرون خواهیم كرد.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

گاه مى‌شود كه دشمنان اسلام یك هفته تمام شبانه روز تبلیغات مسموم مى‌كنند ولى با یك خطبه نماز جمعه و مراسم پرشكوه و حیاتبخش آن همه خنثى مى‌شود، روح تازه‌اى در كالبدها دمیده، و خون تازه‌اى در عروق به حركت درمى‌آید.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: خطبه، براى این در روز جمعه تشریع شده است كه نماز جمعه یك برنامه عمومى است، خداوند مى‌خواهد به امیر مسلمین امكان دهد تا مردم را موعظه كند به اطاعت ترغیب نماید، و از معصیت الهى بترساند و آنها از آنچه مصلحت دین و دنیایشان است آگاه سازد، و اخبار و حوادث مهمى كه از نقاط مختلف به او مى‌رسد و در سود و زیان و سرنوشت آنها مؤثر است به اطلاعشان برساند... و دو خطبه قرار داده شده تا در یكى حمد و ثنا و تمجید و تقدیس الهى كنند، و در دیگرى نیازها و هشدارها و دعاها را قرار دهند، و اوامر و نواهى و دستوراتى كه به اصلاح و فساد جامعه اسلامى در ارتباط است به آنها اعلام دارند.

خداوندا! بما توفیقى مرحمت فرما كه از این شعائر بزرگ اسلامى براى تربیت نفوس و نجات مسلمین از چنگال دشمنان حداكثر بهره بردارى را بنماییم .


با استفاده از تفسیر نمونه، ج 24 .

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی


نماز

1- برآورده شدن خواسته ها:

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1 حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.

مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2

 

2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:

پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."3

 

3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4

 

4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:

قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند."5

هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.

5- خشنودی خداوند:

امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه."6  و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."7

 

6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

نماز

در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8 در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود."9

 

7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:

پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد."10 امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید."11 زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط 12 و... از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.

حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".

 

منبع: روزنامه قدس - علی اكبر طحانیان

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی


1،بحارالانوار، ج82، ص204.

2،داستان هایی از نماز اول وقت، ص 121.

3،سفینه البحار،ج 2، ص 42.

4،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81، ح 23و ص 78، ح 1.

5،الصلاة فی الكتاب و السنة، ج 1، ص 329.

6،وسائل الشیعه، ج3، ص 90، ح16.

7،سرمایه سخنوران، ص 306.

8،سفینه البحار، ج2، ص 44.

9،اصول وافی، ج2، ص87.

10و 11،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81و 9و 86.

12،حیات عارفانه فرزانگان، ص 10( به نقل از ثمرات،ص 408)


کم حرف زدن

ترجیح نماز بر امتحان

آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نواده‌ی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامة است. ایشان در دمشق مدرسه‌ای تأسیس كرده‌اند كه دانش‌آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل می‌كنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است، گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه می‌گفت یكی از تربیت یافتگان مدرسه‌ی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامه‎ای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسه‌ی ما را امتحان می‌كردند من هم برای امتحان رفتم.

مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت می‌شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا می‌روی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش می‌گذرد. گفتند امتحان هم وقتش می‌گذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسه‌ای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه‌ی خصوصی تشكیل نمی‌دهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمی‌كنم. بالأخره رفتم.

از قضاء هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه‌ی اداء یك وظیفه‌ی دینی غیبت نموده‌ام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفه‌ی خود جِدّی است، روا نیست كه او را مُعطّل بگذاریم. برای قدردانی از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسه‌ای خصوصی برایش تشكیل دهیم. این بود كه جلسه‌ی دیگری تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقای سید محسن امین پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنین شاگردانی تربیت كرده‌ام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تَر نمی‌شود.1

 

ثمره ی كم حرف زدن

یك از فضلاء از مرحوم علامه طباطبایی سؤال كرد: چه كنم در نماز حضور قلب داشته باشم؟

مرحوم علامه در پاسخ فرمودند: كم حرف بزن.

پس اگر انسان بخواهد حواسش تمركز یابد و دلش تنها متوجه خدا و محبوبش باشد، باید كم حرف بزند، وقتی زیاد حرف می‏زند توجه‏اش به این سو و آن سو جلب می‏گردد و پراكنده خاطر گشته، نمی‏تواند توجه‏اش را متمركز سازد . پس دوستان خدا سكوت ملازمند، چرا كه دلشان پیوسته متوجه اوست و اگر بخواهند حرف بزنند توجه شان پراكنده می‏گردد.2

 

دو ركعت نماز برای خدا

نماز

روزی دو شتر بزرگ و چاق برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هدیه آوردند.حضرت به اصحاب خود فرمود: آیا كسی هست در میان شما كه دو ركعت نماز بخواند و در قیام و ركوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام به امور دنیا نداشته و در قلب او فكر دنیا نبوده باشد تا من یكی از این دو شتر را به او بدهم؟ كسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود. كسی جواب او را نداد مگر علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) برخاست و عرض كرد یا رسول الله من می‌خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا به خاطرم راه نداده فكر دنیا را نمی‌كنم.

رسول خدا: بخوان. علی نماز را خوانده و تمام كرد. جبرئیل نازل شد و عرض كرد یا رسول الله یكی از دو شتر را به علی بده.

رسول خدا: من با علی شرط كرده بودم چیزی از دنیا به قلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز به خاطرش آورد من كدام یكی را بگیرم بزرگش را یا چاقش را.

جبرئیل: یا محمد خداوند می‌فرماید كه علی فكر می‌كرد بزرگ را بگیرم یا چاق را گرفته قربانی كنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فكر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یك شتر از آن دو شتر را به علی (علیه السلام) داد.3

 

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

1- اَلكَلام یَجُرّ الكَلام، ج2، ص35.

2- راهیان كوی دوست، ج 2، استاد محمد تقی مصباح یزدی، ص 266

3- مناقب، ج1، ص302.


فقط بوی خدا

 

ابو حمزه ثمالی از یكی از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت كرده است كه : امیرالمؤ منین علیه السّلام روزی خطاب به اصحاب خود فرمود: كدامیك از آیات كلام اللّه مجید نزد شما امیدوار كننده ترین آیات است ؟

بعضی گفتند آیه :  «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا»( النساء آیه 48) همانا خداوند مشرك را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرك را برای كسی كه بخواهد... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، اما امیدوار كننده ترین آیات برای غفران و آمرزش معاصی نیست .

عده ای دیگر گفتند آیه : «وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا »(النساء 110 ).

و كسی كه به كاری زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن كند و سپس از خدا آمرزش خواهد، بیابد خداوند را آمرزنده مهربان .

حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست .

بعضی دیگر گفتند آیه «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»( الزمر 53)

بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا ماءیوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد.... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست .

بعضی دیگر گفتند آیه : «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ»( آل عمران 135)

تقواپیشگان آنهایند كه هر گاه كار ناشایستی از ایشان سر زند یا ظلمی به خویش كنند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود استغفار نمایند... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است، اما آیه مورد نظر نیست. آیا آیه دیگری نمی دانید كه به نظر شما امیدوار كننده ترین آیات قرآن باشد؟

اصحاب عرض كردند: نه امیرالمؤ منین، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست كه بخوانیم.

امام فرمود: از حبیبم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم كه فرمود: امیدوار كننده ترین آیه در قرآن این آیه شریفه است : «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِینَ»(هود 114 ) و بپای دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایی از شب ... سپس پیامبر ـصلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یا علی ، به خدایی كه مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت گردانید، اگر یكی از شما به وضو قیام كند، گناهان و معاصی او از اعضای بدنش فرو می ریزد تا وقتی كه با صورت و قلب خود متوجّه قبله شود، از قبله و نمازش بر نگردد مگر آنكه جمیع گناهان او بریزد و هیچ گناهی بر صحیفه عملش باقی نماند همچون روزی كه از مادر متولد شده باشد و هرگاه ما بین دو نماز گناهی از او صادر شده باشد با خواندن نماز آمرزیده شود و از گناهان پاك گردد.

بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا مایوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد.

آنگاه پیامبر نمازهای پنجگانه را كه موجب آمرزش هستند، شماره كرد و فرمود: یا علی ، بدان كه منزلت نمازهای پنجگانه برای امّت من مانند نهری است كه بر در خانه یكی از شما باشد. اگر شخصی بدنش چركین باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو كند آیا چیزی از آن چركها باقی خواهد ماند؟ سوگند به خدا، نمازهای پنجگانه برای امّتم چنین است كه تمام گناهانشان را پاك می كند و تیرگی قلبشان را می برد.1

 

اذان

بركت

صدای اذان به گوش می رسید. كسبه ی بازار یكی یكی مغازه های‌شان را می بستند و به سوی مسجد می‌رفتند . نزدیكی‌های مسجد، چند نفر دور فروشنده‌ای را گرفته بودند و سروصدای زیادی به راه انداخته بودند . مردی با التماس می گفت: « مهلت بده، سعد! پولش را می‌دهم ، من خوش حسابم». و سعد در حالی كه عبای خودش را از تن بیرون می آورد، می گفت: نه ! نه! همین الان پولش را می‌خواهم.»

مرد دیگری كه در آن گرما حسابی كلافه شده بود، گفت: « بالاخره بیست درهم به من قرض می دهی یا نه؟». وسعد بی آن كه توجهی به او كند، در حال زیر و رو كردن اجناس و حساب و كتاب خودش بود. مردم یكی یكی از كنار سعد می گذشتند و وارد مسجد می‌شدند و سعد بی توجه به آن‌ها ، مشغول كار خودش بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) كه برای نماز به مسجد می رفت، وقتی سعد را در آن حال دید، گفت:« مگر مثل هر روز به نماز جماعت نمی‌آیی؟» . سعد رو به پیامبر (صلی الله علیه و آله) كرد و گفت: « نمی توانم بیایم، آخر كاسبی را چه كار كنم؟ از كسانی پول طلب دارم، باید بمانم تا قرض‌هایم را وصول كنم.»

نماز شروع شد و سعد هم چنان فریاد می‌زد:« جنس های اعلا بشتابید! تمام شد!». پیامبر بعد از نماز از مسجد بیرون آمد و به سوی سعد رفت و گفت: « ببینم سعد! آن دو درهمی را كه از من قرض گرفته بودی یادت هست؟».

- مگر می شود یادم برود، خوب یادم هست كه آن روز، آهی در بساط نداشتم و آن را از شما قرض گرفتم.»

- حالا آن دو درهم را می خواهم.

- دو درهم! بگویی صد درهم ، تقدیم می كنم!

- نه ! نه! همان را بده.

و سعد در حالی كه دستی بر انگشترهای گران قیمتش می‌كشید، نگاهی به پیامبر كرد و گفت: « چشم، همان دو درهم را تقدیم می‌كنم».

هر آینه خدا گناه کسانی را که به او شرک آورند نمی آمرزد ، و گناهان ، دیگر را برای هر که بخواهد می آمرزد و هر که به خدا شرک آورد ، دروغی ساخته و گناهی بزرگ مرتکب شده است.

دست در جیبش كرد و دو درهم درآورد و در دستان پیامبر گذاشت. پیامبر به سوی خانه برگشت. سعد دور شدن پیامبر را نگاه كرد و گفت: « من را بگو كه روزی به خاطر دو درهم ناقابل، به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو انداختم. آن هم جلوی یاران و دوستانش». و پوزخندی زد و مشغول به كار شد.

صف جماعت بسته شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز ایستاد. سعد، خودش را میان جمعیت جا كرد و تكبیر نمازش را بست . نماز تمام شد. صدای صلوات جمعیت به گوش می‌رسید. مردی كه كنار سعد نشسته بود، رو به او كرد و گفت: « چند وقتی بود كه به نماز نمی آمدی؟».

سعد آهی كشید و گفت: « مشغول كار و كاسبی بودم». مرد دیگر كه سمت دیگری نشسته بود، گفت: « چه شد سعد؟ با آن همه هیاهو و سروصدا، یكباره ساكت شدی؟». سعد كه گویی با خودش حرف می زد، گفت: « نمی بینی به چه روزی افتاده‌ام . بركت از كسب و كارم رفت. دیگر هیچ ندارم». سعد دیگر ادامه نداد و به نقطه‌ای دور خیره شد. مردم یكی یكی از مسجد خارج می‌شدند. نگاه پیامبرصلی الله علیه و آله به سعد افتاد كه به آرامی مشغول دعا و نماز بود. لبخند رضایت بر چهره ی پیامبر نقش بست. گویی در دلش می گفت: حالا این همان سعد خودمان است . مردی مؤمن و دیندار از اهالی صفه، همان سعدی كه نماز جماعتش هیچ گاه ترك نمی‌شود و این گونه، خدا بیشتر دوستش دارد.

 

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی


منابع:

1- چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران / یدالله بهتاش

2-كافی ، جلد 5 باب النوادر، ص 312 و 313 ، ح 38.

3- ماهنامه ی دیدار آشنا ، مهر 1385 ، شماره ی 73 ، ص 30/ شهره شیخ حسنی




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |